تابستان امسال با گرمای کم سابقه اش رو به پایان است گرمایی که طاقت فرسات و و مرا به یاد گذشته های نه چندان دور می اندازد گذشته ای که جز ملالت و سختی چیز دیگری نداشت .

بله ، ما در روستایی زندگی می کردیم که آب آشامیدنی نداشت و برای تامین آب می بایست هر روز راه طولانی نزدیک به ده کیلومتر را با اسب یا الاغ طی می کردیم وبه چشمه ای معروف به قالقالو رفته و دو تا ظرف 20 لیتری آب می آوردیم . این عمل در تابستان زیاد تکرار می شد ، یعنی در برخی از روزها دو ، سه یا چهار بار به دنبال آب می رفتیم چاه های آب روستا کیفیت خوردن نداشت و صرفا برای شستشو و آب دادن به حیوانات استفاده می شد البته در تابستان های گرم ، آب چاها نیز خشک می شد گاهی وقت ها در تابستان باران برایمان کابوس می شد

اسب و الاغ دارای ارزش زیادی بودند، کار پالان دوزی رونق داشت و خرید ظرفهای پلاستیکی بیست لیتری از دست فروشان نیز در محل کار همیشگی بود

 دلهایتان بهاری